بکن بکن داستان | سیاره دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » بکن بکن داستان

بکن بکن داستان

بکن بکن داستان
 
‎باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و خيلي هم …
و همشو خورد و گفت اخيش بعدش گفت خاله كيرتو بكن توي كسم منم كردم توي كسش
ابمو ريختم توي كسش بعدش كه سكسمون تموم شد دوباره كه ميشد سه ماه بعديه سكس
ديگه …
 
‎23 جولای 2010 … اووووف بکن… بکن که دارم حال میکنم….. این کوس مال توئه!….. محسن جون خودت خوب https://beautyshining.wordpress.com/2010/…/داستان-بهشت-قسمت-دهم/میدونی هرمردی که برای اولین باربتونه یک زن شوهردار رابه این خوبی از جلو ارضاء کنه
دیگه اون زن مال اونه حالاهم چون تواولین کسی هستی که تونستی منوازجلو به این خوبی
ارضاء کنی دیگه همه وجودم مال توئه!…… البته امیرجون جای خودش …
 
‎24 ا کتبر 2007 … بعد از دو سه دقیقه، پاهاشو باز کرد و گفت: «حالا بکن تو کوسم. تا ته بکن» کیرمو https://dastanesexy.wordpress.com/2007/10/24/arashvamadarzan/گذاشتم رو کوسش یه کم مالوندم. اومدم که یه ذره بکنم تو و یواش یواش تا ته برم که با
پاهاش محکم منو هل داد جلو و با یه ضربه تا ته رفت تو کوسش. یه داد کشید. آخه هرچی
باشه به گفته خودش کیر من دو برابر شوهرش بود و داشت جر می خورد.
 
‎22 جولای 2010 … داستان سکس عمه. این داستان بر می گرده به تابستان ۸۶ ، اول بذارین یکم از خودم بگم.https://nicesexs.wordpress.com/2010/07/22/داستان-سکس-عمه/ما یه خانواده ای هستیم پر جمعیت البته بیشتر از نظر فامیلی. من اونموقع ۲۰ سالم ….
بکن بکن … تا ته … آخ … آه … حالش بدجور خراب شده بود فکر کنم به ارگاسم رسیده
بود، منم سرعتمو بیشتر کردم و یه جیغ کوچولو کشید و ناله کرد…
 
‎14 جولای 2010 … گفت آره بابا بكن توش. كیرم خیلی سخت نرفت تو ولی راحتم نرفت با یه كم فشار https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-معین-با-زری/نصف كیرم رفت تو كونش گفت یه كم صبر كن بذار كونم عادت كنه. خبره كار بود منم
صبر كردم تو همون حالت با پستوناش بازی می كردم گفت در بیار دوباره بكن منم گوش
كردم اینبار كیرم تا ته تو كونش جا رفت بعد خودش شروع كرد حركت كردن …
 
‎13 مارس 2013 … خاطرات دختر مشهدی پیشنهاد میکنم این داستان زیبا رو بخونیدتو یه خانواده پر جمعیت www.cloob.com/u/peyman0raha/60760943به دنیا اومدم من بودم و 3 تاخواهر و 1 برادر ! یه خونه داشتیم که فقط می تونست جای خواب
ما رو تامین کنه و همین هم از دایی پدرم بهش ارث رسیده بود و اگر اون فرزند داشت این خونه
رو هم نداشتیم ! من بچه چهارم بودم ! اول داداش ناصرم بود بعد آبجی …
 
‎اسم من ابی و میخوام قصه سکس خودم با زندایی عزیزم وبراتون بگم راستش حال کردن من hotgram1.filmiro.com/…/d55c5126-aed3-4c6e-9b1f-1b4d2e28f32f.htmlبا زندایی که اسمش لویزاست به زمانهای دور دوران راهنمایی برمیگرده ولی اولین سکس
کامل من با ایشون به دروان سربازی وبهترین وکاملترین سکس رو همین موضوعی که
میگم رو میدونم ماجرا از اونجا شروع شد که من در مرخصی بودم و حسابی توکف یه کوس
توپ …
 
‎1 سپتامبر 2008 … بكن.دوزاريم افتاد كه آقاكون تشريف دارند.راستش من از كردن كون پسرها متنفرم وخيلي https://groups.google.com/d/msg/3ex_3ex/…/RRDDnwKJl7kJاز همجنس بازي بدم مياد.براي همين دعواش كردم و گفتم:شلوارشو بپوشه.اونم ترسيد
وبلندشد شلوارشو پوشيد.منم فيلم سوپرو خاموش كردم.ديده بودم بيژن بعضي اوقات
باآدمهاي بزرگتراز خودش ميگرده اما فكرنميكردم اهل اينكارها باشه.
 
‎28 ژانويه 2010 … آه و ناله ش بلند شده بود گفت زود باش بكن تو زود باش ديگه … منم كيرم رو محكم فشار https://feengly.wordpress.com/…/من-و-منشی-شرکت-داستان-سکسی/دادم تو كسش يه دفعه داد زد آه آه من دستم رو گذاشته بودم رو كونش و عقب و جلو مي كردم .
كيرم رو كشيدم بيرون دوباره محكم فشار دادم داخل و شروع كردم به تملبه زدن . بعد بهش
گفتم بكنم تو كونت ؟ گفت نه اصلا خوشم نمي ياد اگه اينكار رو بكني …
 

خواهر زن و باجناق | داستانهای قشنگ و زیبا
‎15 مارس 2008 … داد زد : زود باش کیر تو بذار تو دارم می میرم تا ته بکن. جلو خواهرم منو بکن بعدش https://dastans3x.wordpress.com/2008/03/15/خواهر-زن-و-باجناق/گفت خواهر سکسی من بیا ببین چطور کسم می خواد باز شه. خلاصه باجناقم هم نامردی
 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS