داستان من با خالم | سیاره دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان من با خالم

داستان من با خالم

داستان من با خالم
 
‎10 جولای 2010 … تابستون بود و ما رفته بودیم شهرستان که یه سری به خانواده مادرم زده باشیم. اونجا من https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/1-7/دوتا خاله و یه مادربزرگ دارم. یکی از خاله هام دوتا دختر کوچولو و اون یکی خالم یه دختره
کوچیک و یه پسر داره که یه سال از من کوچیکتره. من وقتی میرم اونجا میرم خونه اون خالم
که پسر داره و دخترخالم هم میره خونه اون خالم که با خواهرم و اون یکی …
 
‎20 سپتامبر … این قضیه مال پاییز 1380 هستش. من و خالم با هم چیزی نداریم یعنی از همه چیز من خبر hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272580.htmlداره چون از وقتی از شوهرش طلاق گرفته و مامان و بابا بزرگم مرحوم شدم من هم دیدم خالم
تنهاست اکثریت پیش خالم هستم.دیگه یه جورایی منو خالم با هم زندگی می کنیم همه
فامیل هم روی من یه جور دیگه حساب می کنن.میگن به به یه پسر خوب مومن حرف …
 
‎8 مه … داستان من و خاله جون داستان منو خاله من داستان رو از زبون دوس پسرم امیرعلی تعریف www.farspatogh.ir/threads/70342/میکنم، زمانی که ۲۲ سالش بوده. الان خیلی از اون جریان گذشته تقریبا ۳…
 
‎20 آگوست 2010 … اسم من هومن هست و 26 سالم هست. علت این که می خوام این داستان رو براتون بگم اینکه https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/20/من-و-خاله-فریبا/اولاً همیشه دوست داشتم این داستان رو تو این سایت برای شما بنویسم و ثانیاً چند
داستان در مورد سکس خانوادگی و مخصوصاً سکس با خاله تو سایت هست که امیدوارم با
این داستان این مجموعه…
 
‎6 سپتامبر … سلام. از خودم بگم من امیر 19 سالمه کیرم یه 20 سانتی میشه م. خاله ی عزیزم فاطی جون هم https://fatishmiss.wordpress.com/…/سکس-با-خاله-ی-عزیزم-داستان-سکسی/یک دختر خوش هیکل 23 ساله هست که ببینیش نکرده ارضا میشی.قضیه مال چند ماه
پیشه,من خودم تنها تو خونه بودم که خالم از شهرستان سر زده اومد و وقتی اومد تازه فهمید
که کسی خونه ی ما نیست وقتی اومد دست با هم دادیم و صورت هم رو بوس …
 
‎21 آگوست … ﺧﺎﻟﻢ ﻣﻨﻮ ﺑﺮﺩ ﺣﻤﻮﻡ ﺍﻭﻝ ﮐﺲ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺑﺎ ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺑﺪﻥ ﺷﺴﺖ ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺩﻭﻝ ﻣﻨﻮ ﺍﺯ ﺣﻤﻮﻡ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﺎﻟﻢ ﻣﻨﻮ ﺗﮑﯿﻪ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ https://ok.ru/group/54831980085263/topic/65062042148879ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﺸﺴﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻦ ﺩﻭﺩﻭﻟﻤﻮ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺩﻭﺩﻭﻟﺘﻮ ﺑﺨﻮﺭﻡ … ﮐﻪ ﯾﻬﻮ
ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺎﻟﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﻠﺮﺯﻩ ﯾﻪ ﻣﺎﯾﻊ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﻧﮓ ﺍﺯ ﮐﺴﺶ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﭘﺎﮐﺶ ﮐﺮﺩ ﺑﻌﺪﺵ ﻫﺮﺩﻭﻣﻮﻥ
ﻟﺒﺎﺳﺎﻣﻮﻧﻮ ﭘﻮﺷﯿﺪﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺳﮑﺲ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺎ ﺧﺎﻟﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ : ﻣﺤﻤﺪ ﻃﺎﻫﺎ.
 
‎باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و خيلي هم
سفيد و حشريه. اين چند ماه پيش ما براي ديدن خاله رفتيم خونشون توي تهران من از در كه
اومدم تو با پستون هاي بزرگ و سفيد حشري خالم رو به رو شدماون منو بغل كرد سر من
رفت …
 
‎1 فوریه 2006 … داستان از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود براي ماموريت بره خارج از كشور و من هم https://groups.google.com/d/topic/…/azBsHTsYESkمجبوربودم براي اين مدت برم پيشه اون البته ناراحت نبودم چون من خيلي خالم رو دوست
… من.خلاصه ما با هم خيلي خوبيم.اره روز يكشنبه بود كه من رفتم خونه خاله مهتاب اينا،تا
رسيدم شوهر خالم رو دم در ديدم گفتم كجاعلي اقا ،اونم گفت مي رم اداره
 
‎10 جولای 2010 … خالم تشک منو همیشه مینداخت کنار خودش 2 تا بچشو اونورش. شبای اول جرات نمیکردم https://iranaks.wordpress.com/2010/07/10/1-5/برم سمتش ولی کم کم نصف شبا پتو رو میدادم کنار. 2 ساعتی با کونش ور میرفتم.
کیرمم میچسبوندم بهش آروم آروم .اگه نمیترسیدم فشارم میدادم خلاصه از روی لباس
قشنگ میکردم خیلی هم حال میداد آبم قشنگ بعد از 2ساعت ور رفتن میومد.
 

چه کوسی بود دوست خالم – sahvatnak
‎2 ژوئن … سلام به همه ی عزیزان… من چن روزیه تو دلم افتاده یکی از شهوت انگیز ترین خاطراتمو https://sahvatnak.wordpress.com//06/02/سلام-دنیا/براتون بنویسم من ایدین هستم الان 18 سالمه پسر جذابی هستم از نظر خودم، خودمو هم
 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS